تبليغاتX
تنهاترین آدم

تنهاترین آدم

امروز ازصبح هيچ كاري نكردم.انر‍ژي ام تموم شده.تو خودت عاشق شدي.اما اگه مي خواستي بري چرا منو عاشق كردي؟
خدايا تا كي بايد اين وضعو تحمل كنم.
 
 
من به چه زبونی باید حالیت کنم که نمی خوام از دست بدمت...
 
 
احسان من تورو دوست دارم... عاشقتم...
 
 
باش

فقط همین...

بودنت ما را بس..

خيلي بي رحمي به خدا

از اینجور رابطه داشتن چقدر بدم می یاد چقدرررررررررررررررر

 

احسان از پیشم نرو تنهام نزار

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386 0:0 توسط آرزو |


خدایا اعصابم خورده

چرا من اینطوری شدم؟

آخه باید چیکار کنم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دیگه خسته شدم می خوام داد بزنم می خوام داد بزنم خودمو راحت کنم اما چطوری؟؟چطوری؟؟

خدایا دیگه هیچی واسم نمونده

تو خودت می دونی من به چه امیدی دارم زندگی میکنم آره؟؟؟؟؟؟

من که خودم نمیدونم پس زنده موندنم واسه چیه؟؟هان؟؟؟؟؟؟

خدایا خودکشی جرمه؟؟گناهه؟؟همه میگن گناهه واقعآ گناهه؟؟

دلم می خواست می تونستم این برگه رو تو وبلاگ بزارم تا همه بدونن الان با چه حالی دارم می نویسم

احسانم امروز ناراحت بود نمیدونم چرا اما اینطور که می گفت خیلی وقته غصه داره

خدایا دلم می خواست الان احسان روبروم بود

دلم می خواست الان اون آرومم کنه نه بابا و مامانم

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                   

خدایا جرمه همه ی عاشقات اینه؟؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386 22:25 توسط آرزو |


تا دیدمت دوباره دلمو ربودی

با رقیبم نشستی

دلمو شکوندی

تا نیمه های شب با اون بیرون می موندی

جیک تو جیک لباش بودی واسش می خوندی

 

واسه دلم نقشه کشیدی خیلی پستی

آره ساده دلمو زدی شکستی

نمی دونم کجا باهاش دست تو دستی یا اصلآ داری باهاش می رقصی

 

تا دیدمت دوباره دلمو ربودی

از عاشقی خوندم واست شعر جدایی خوندی

با اون یکی دیدمت مردم از حسودی

از غریبه نخوردم دشمنم تو بودی

 

یه روز نوازشم کردی یه روز دل و شکوندی

بدجوری اون خنجر و تو قلب من نشوندی

گفتی تا پایان جونم پیش تو می مونم

آره اونم دروغ بود عزیز پیش من نموندی

   

قلب ترک خورده ام رابه تو امانت دادم

یادت هست؟؟؟؟

بگو قلبم راکجای زمان گم کردی

که الان میگویی

دیگر در قلبم جای نداری

احسان کاش یکی از ما تو دلت جا داشت

               

+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386 21:8 توسط آرزو |


اونی که می خواستم دلمو شکست و به پای یک عشق جدید نشست و چشم روی آرزوم همیشه بست و پشت مه پنجرمون رها شد

اونی که می خواستم مثل اشک چکید و تو طول راه باز یه کسی رو دید و به آرزوش انگار رسید و به خاطر هیچی ازم جدا شد

اونی که می خواستم اونی که می خواستم

منو تنها گذاشت رفت

اونی که می خواستم دل ازم برید و بین گلا یه گل چید و به اونی که دلش می خواست رسید و با غم و غصه منو آشنا کرد

اونی که منو می خواست منو برد بهشت و اسم منو رو سر درش نوشت و بهونه کرد بازی سرنوشت و تو شهر رویاهام منو رها کرد

اونی که می خواستم منو برد از یاد و رفت پیش اون کس که دلش می خواد و زد زیر عشقش که یادش نیاد و مثل همه آدما بی وفا شد

اونی که می خواستم چرا تنهام گذاشت رفت....؟؟؟؟؟

به خدا قسم اگه کسی عاشق باشه تا آخر میمونه و هی بهونه نمیاره

قبول دارید؟؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386 23:17 توسط آرزو |


تا کی می خوای ردم کنی پیش همه بدم کنی

                   می خوای که از عشق خودت رسوای عالمم کنی

حالم خراب و داغونه بی مهریات فراونه

                            اگه منو نخوای دیگه نفس برام نمی مونه

 گریه هامو نمی بینی  غصه هامو نمی دونی

                           فریاد قلب زخمی مو از تو چشام نمی خونی

 فرقی برات نمی کنه که من بمونم یا برم

                           حتی دلت نمی سوزه که پیش چشمات بمیرم

 انقده دل شکسته ام  از این زمونه خسته ام

                        تو از پیشم رفتی و من هنوز به پات نشسته ام

   

+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386 22:47 توسط آرزو |


این عکس بالایی رو نگاه کنید اما با این تفاوت:

احسان وسط

سمت راست نفیسه جون

سمت چپم من

عجب روزگاری یه

+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386 22:17 توسط آرزو |


سلام

امروز این پست رو برای دلتنگی خودم می خوام بزارم

امروز نشسته بودم داشتم با خدا حرف میزدم که دیگه نتونستم جلوی بغضمو بگیرم

یاد روزی که عمل داشتم افتادم اون لحظه ایی که رفتم اطاق عمل اون لحظه ایی که می خواستن

بی هوشم کنن

خدایا چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا این همه عذابم میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه من چیکار کردم خدا جون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اصلآ یه سوالی:من ناراحتت کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حواست هست که داری همه چیز منو ازم میگیری؟؟؟

قلبم رو که گرفتی

دلم رو که گرفتی

حواسم رو که گرفتی

خوابم رو که گرفتی

سلامتیم رو که گرفتی

آیندم رو که گرفتی

از همه مهمتر عقلم رو

اما نمی دانم چرا جای خالی هیچ کدوم رو احساس نمی کنم

اما با اینکه احسان هنوز نمیزاره باور کنم که اونم ازم گرفتی جای خالیش رو احساس میکنم

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احسانم دوست دارم تا قیامت

                          
TinyPic image

+ نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386 17:44 توسط آرزو |


سلام محبوب قشنگ من

امشب می خوام یه کم بیشتر از دلم برات بگم

می خوام یه کم از اون حرف هایی رو که هیچ وقت باهات درمیون نذاشتمو بازگو کنم

چقدر برام سخت بود لحظاتی که در فراق تو ضجر می کشیدم و تو نمی دونستی

چقدر دردناک بود وقتی من تو آتیش عشق تو می سوختم و تو حس نمی کردی

چقدر دلگیر بودم غروبای بی کسی با اینکه تورو داشتم اما لمست نمی کردم

اما

.

.

.

حالا خوشحالم خیلی هم خوشحالم چون تو داری برمی گردی و شدی مثل اون وقتا

آره همون وقتایی که از عشق هم می سوختیم

همون روزهایی که شب و روز در اندیشه ی هم زندگی می کردیم با هم می خندیدیم با هم می گریستیم

امروز اومدم با صدای خودم فریاد بزنم تا همه بفهمند بالاخره صدای سکوت من شکسته شد تا بفهمند که من هم تنها نیستم

                                         احسانم       عزیزم       عشق من

                                            با تمام وجود دوست دارم

                                                      دوست دارم

                                                     دوست دارم

                                                     دوست دارم

                                  دوست دارم

             بیشتر از جونم دوست دارم

احسان عشق منی تا عمر دارم و..........عمر داری

دوست دارم عزیزم

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386 23:44 توسط آرزو |


من هنوز خاک زیر پایت هستم، من هنوز عاشقم، هنوز وفادارم، من هنوز چشم انتظارم

     من برای بغض صدای تو دلتنگم و برای چشمهای تو می میرم. من با تو عشق را لمس

     کردم. من با تو روز را فهمیدم و شب را حس کردم . من با تو به گذشت زمان عشق

     می ورزم و امروز به گذشت زمان افسوس می خورم . من هنوز این حقیقت تلخ را باور 

     ندارم.من هنوز نسیم سرد کویر را بر گونه های تو حس می کنم. من هنوز دست های تو را

    در دست هایم دارم.من هنوز با اندوخته ای از عطر شانه های تو تنفس می کشم......

برای یه عزیز که فکر می کنه اگه بره فراموش می شه بی خبر از اینکه هر جا باشه و همیشه به یادشم خدایا حفظش کن

احسان تو منو فراموش کردی... آره خودم اینو خوب میدونم

راستی احسان جان به یه چیزی رسیدم هر وقت یادم میاد خندم میگیره یادته یه روزی بهم گفتی از این به بعد فقط دوشنبه ها و پنجشنبه ها ان میشی حالا.........!!!!

چند روز پیش در اومدی گفتی که نفیسه فقط دوشنبه ها و پنجشنبه ها آن میشه گلم

عجب شیطونی هستی

به خاطر اینکه اون دوشنبه ها و پنجشنبه ها آن میشد تو اون حرفو به من زدی میدونی با اون حرفت چقدر دلمو شکستی اما اشکال نداره بازم

احسان!!!!!!!

من دوست دارم

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !

قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه

و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ...

تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی ...

تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری ...

و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...

افسوس رفتی ...

احسان من نمیگم چرا با من میگم چرا با دلم اینکارو کردی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 20:23 توسط آرزو |


چیزی که تا دیشب بود یادگاری

                                 صبح بلند شی ببینی که دیگه دوست نداری

خیلی سخته که نباشه جایی واسه آشتی

                                  بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی

   

                                       

احسان:

چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی......(مخصوصآ وقتی با نفیسه بودی میخواستی من نفهمم و یه موقع رابطتون رو به هم نزنم)

+ نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 16:8 توسط آرزو |


 

امروز دلم خیلی گرفته

خیلی بهم بد کرد خیلی

نمیدونم شاید اونم تقصیری نداره ولی اینو میدونم که منم تقصیری ندارم

دلم میخواد نه نه نه دیگه دلم هیچی نمیخواد

همینجور بدون دلیل تو ذهنم ترانه وایسا دنیای رضا صادقی میاد

انگار همه حرفاش حال و روز منه

خداییش دیگه خسته شدم

این رسمش نبود

رسمش نبود

حالا دیگه

حالا که رفتی

حالا که گفتی تموم بشه چقدر این شعر به نظرم با معنی اومد

خدانگهدار

 

+ نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 11:26 توسط آرزو |


سلام خدا جونم خوبی؟ تو که همیشه خوب بودی و هستی این ما

ادما هستیم که بیشتر موقع ها بد میشیم خدایا دلم گرفته بود گفتم

بیام دوباره واست نامه بدم نامه های قبلیمم که میخونی میدونم

سریع تر از نور هم به دستت میرسه ولی نمیدونم چرا جواب نمیدی

 یا میدیو دیر به دست من میرسه

خدا جونم نمیدونم چرا امید از زندگیم رفته و  ناامیدم الان سه ماه از

ته دل نخندیدم نمیتونم شاد باشم احساس میکنم همه چیزم از بین

رفته از دست دادم همه ی اون امیدی که داشتم خدا جونم چرا

همیشه تو دلامون یه عالمه عشق میزاری بعد با یه چشم به

هم زدن همشو ازمون میگیری

خدا جونم چرا عشق رو افریدی چرا احساس افریدی کاش  تو دل

همه ادما یه تکه سنگ میزاشتی الانم گذاشتی ولی تو دل بعضیا

یکی دلش از شیشه است و یکی از سنگ

این طوری اون سنگ راحت اون شیشه رو خورد میکنه....

خدا جونم  من از قسمتی که برای ادما رقم میزنی ناراحت نیستم

خوب قسمت منم اینجور بوده

فقط میخوام که تنهام نذاری... 

 سایه پرمهرتو ازم دریغ نکنی .. خدا جونم کمکم کن تا خودمو پیدا کنم ...

 نذار اینهمه غصه از دست دادن یه دوست رو بخورم...

غصه نبودن کسی که درد دلمو بش بگم... اونم گوش بده هر چند تو گوش میدی

وقتی باهات حرف میزنم اروم میشم

خدا جونم دیگه مزاحمت نمیشم  این حرفای من تمومی نداره

تو همیشه باید منو تحمل کنی

خدا جونم بازم چنتا خواسته دارم  برای یه نفر که خیلی برام عزیزه و دوست داشتنی

میخوام همیشه سلامت نگهش داری خدا جونم یه وقت نذاری غصه بخوره ها

خدا جونم  نذار تو کارش به مشکل بر بخوره اون خیلی زحمت میکشه

خدا جونم اینده روشن براش بزار میخوام یه روزی بفهمم

خوشبخت ترین ادم روی زمین اونه

خدا جونم  هرز گاهی هم  منو ببر تو فکرش

خدا جونم کمکش کن همیشه همراهش باش

نذار یه وقتی تو زندگیش انتخاب غلط انجام بده 

خدا جونم همیشه شاد نگهش دار

خدا جونم ببخشید خیلی بود نه؟

خوب چیکار کنم دوسش دارم نمیخوام ذره ای ناراحت باشه

خدا جونم راستی نذار هیچ ادم فقیری رو زمین بمونه

خدا جونم من منتظر جواب ناممم میمونم توروخدا زود بهم برسون

که خیلی حالم گرفته دوست دارم خدا تنها نذار

دوست دارم خدا تنهام نذار

                            

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386 19:25 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام من آرزو متولد تیر ماه سال 68 از اصفهان هستم عاشق احسانم اما اون باور نداره من فقط يه آدمم ،يه آدم که گاهي زيادي مهربونه گاهي زيادي حساسه و گاهي هم زيادي مغرور ، آدمي که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه اما افسوس که آدماي ديگه گاهي اين چيزا رو حس نمي کنن
توی این دنیای بزرگ مثل همه ی ادما چندتایی آرزو دارم و بزرگترینشون فرج امام زمان و خوشبختی احسان آقاست
تنها سرگرمیم کامپیوتر و اینترنت و خواندن کتاب هست
امیدوارم از مطالب وشعرها و ... در کل از وبلاگم خوشتون بیاد
خوشحال میشم با نظراتون منو همراهی کنید


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شب روشن
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پیوندها

*فانوس خيال*
*الهي*
*آدمك*
*محبت كه گناه نيست*
*فرمانروای سرزمین تنهایی*
*عشق خاکی دل خاکی می خواد*
*تنهایی*
*یه وبلاگ غم انگیز و عالی*
*وایییییی حرف نداره (پسری اهل خزان)*
*آبین*
*خیلی باحالی*
*عشق بازی آسمون*
*سکوت*
*پیام عزیز*
*قلب شيشه اي*
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان